دارم اینجا تلف میشم

تنم بدجوری میلرزه

هوا سنگین و تاریکه به یک لعنت نمی ارزه

بگو که خواب میبینم

بگو که این یه کابوسه

داره قلبم تو این سینه از این تصویر میپوسه

چرا خوشحال خوشحالی؟

چرا چشمات پر نازه؟

مگه دستاش غریبه نیست؟

که با دسته تو میسازه؟